تبلیغات
سایبرچی - نبردهای اطلاعاتی و اهمیت آن از جنگ سرد تا عصر ارتش‌های نامرئی
 
سایبرچی
سایبرچیم ، ولایت سربازیم آییخ آذربایجانا وبلاگ چیم !
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : اکبر قلیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رسوخ فرامانسون ها در کشور تا چه حدی است ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نبردهای اطلاعاتی و اهمیت آن از جنگ سرد تا عصر ارتش‌های نامرئیشاید پیش از شكار پرنده جاسوسی امریكا در ایران، آخرین باری كه امریكایی‌ها در زمینه اقدامات ضدجاسوسی، حراست از برنامه‌های محرمانه و نیز حفظ فناوری‌های خویش، چنین مفتضحانه رو دست خورده‌اند، به دوران استالین و نبرد اطلاعاتی- تسلیحاتی دو ابرقدرت با یكدیگر باز‌گردد.

در دوره استالین نیروی جاسوسی و ضدجاسوسی شوروی در بهترین دوران خویش به سر می‌برد. در این دوران، گسترش كمونیسم و نفوذ آن در كشورهای امریكای جنوبی، ایالات متحده را در نگرانی عمیقی فرو برده بود؛ كشورهایی كه ارباب قدرتمند شمالی به آنها به عنوان رعیت خویش نگاه می‌كرد! 

این ماراتن قدرت نمایی از سه بخش اصلی تشكیل می‌شد: ۱) ایدئولوژی هر ابرقدرت و سعی در بسط و گسترش آن ۲) نبرد اطلاعاتی ۳) رقابت تسلیحاتی. 
در مورد نخست، عرصه بر امریكا بسیار تنگ شده بود و كمونیسم به شدت رو به گسترش بود. به همین دلیل ایالات متحده بر نبرد اطلاعاتی و رقابت تسلیحاتی تمركز بیشتری یافته بود. 
با این وجود، نیروهای اطلاعاتی شوروی معروف به «كا.گ.ب» به اطلاعات ذی قیمتی دست یافتند و بلافاصله اطلاعات به دست آمده را به كرملین ارسال كردند. این اطلاعات از شروع تلاش امریكایی‌ها برای ساخت زیر دریایی اتمی خبر می‌داد. 
استالین بدون فوت وقت سران دولت را احضار كرد. پس از جلسه، لیستی از بهترین كارشناسان و متخصصان بود كه باید همان لحظه اتومبیل هایی برای آوردن هر یك فرستاده می‌شد. نكته قابل توجه، اهمیت استالین برای زمان است و این موضوع كه گاهی اطلاعات در این لحظه دارای ارزش است، اما ممكن است فردا دیگر آن ارزش را نداشته باشد. 
هر مأمور به همراه راننده‌ای در همان نیمه‌شب به در خانه فرد مورد نظر می‌رفت و به وی می‌گفت: «شما طبق دستور رفیق استالین برای مأموریت فوق‌سری احضار شده‌اید. به خانواده بگویید ممكن است تا چند ماه نتوانید به دیدارشان بیایید.» 
آنچه روایت مختصر این بخش از تاریخ را سبب شد، بیان این نكته است كه هرگاه عزم و اراده ملی دست در دست وفاق و همدلی در جهت نیل به هدف یا اهدافی قرار گیرد- از رؤسای قوای مختلف تا مردم جامعه- رسیدن به نتیجه بسیار محتمل خواهد شد. با آنكه زمان به نفع ایالات متحده بود ولی شوروی از جهت اطلاعات جلوتر قرار داشت. از آن جهت كه امریكا در وهم خویش به راحتی به هدفی می‌اندیشید كه تنها خودش به آن سمت در حركت بود؛ لكن پرسنلی كه تحت حفاظت بسیار شدید و بدون هیچ‌گونه ارتباط با بیرون در پایگاهی در سیبری بی‌وقفه مشغول به كار بودند، می‌دانستندكه امریكا از چندی پیش ساخت زیردریایی اتمی را كلید زده است، همین نكته كوچك و به ظاهر كم یا بی‌اهمیت، در ذهن آن عده رقابتی را ترسیم می‌كرد كه به سرعت بخشیدن به كارها ضمن دستیابی به نتیجه‌ای مطلوب‌تر كمك می‌كرد. نه تنها نگهبانان بلكه افسران آن پایگاه نیز از اینكه در آن سیلوی بزرگ چه می‌گذرد، اطلاعی نداشتند. 
دقت در این ماجرا به ما یادآور می‌شود كه در نبرد از هر نوع آن- تهاجم فرهنگی تا انقلاب‌های هیجان‌زده و رنگی كه ماحصل كسب اطلاعات دقیق از فرهنگ و علائق كشور هدف است- جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها تا حد ممكن به بخش‌های كوچك‌تر تقسیم شده و به نكات ریزتر معطوف می‌گردد، تا آنجا كه در انقلاب‌های رنگی، رنگی را انتخاب می‌كنند كه اثرگذاری‌های دینی، تاریخی داشته باشد. رنگ برای هر كشوری با در نظر گرفتن عقاید دینی و مذهبی، یا تاریخی و حماسی و ملی انتخاب می‌شود و به عده‌ای كه چشمانشان به سمت صفحه تلویزیون است اما مغزشان در حالت «استند بای» است و شبكه‌های ماهواره‌ای به جای ایشان فكر و نتیجه‌ای از پیش آماده را تحویل می‌دهند، توجه دارند. این نتیجه و تصمیم‌گیری حتی تا رنگی كه در سال پیش‌رو باید دوست داشته باشند هم پیش می‌رود. پرداختن و دقیق شدن بر شیوه‌های حملات رسانه‌ای خود فصلی مفصل است كه در مجالی فارغ از عجله باید بر آن دقیق شد. 
امریكایی‌ها پس از پایان ساخت و گذراندن مراحل آزمایشی زیردریایی اتمی خود و حصول اطمینان از سلامت و صحت عملكرد بخش‌های مختلف آن، برای نمایش اقتدار خود در تمام عرصه‌ها و استهزای رقیب خویش كه فریب سكوت و آرامش پیش از توفان را خورده، تاریخی را طی همان روزها برای به آب افكندن نمادین زیر‌دریایی اتمی خود اعلام كردند كه با حساب پنتاگون، در دریا قدرت بلامنازع جهان شوند و شوك سختی به شوروی وارد خواهند كرد. 
در حالی كه رسانه‌های آن روزگار جهان از سرعت، دقت در هدف‌گیری، جهت‌یابی دقیق و توان شلیك مهمات ریز و درشت این زیردریایی به وجد آمده بودند، ناگهان خبری باعث نخستین سكته پنتاگون شد؛ شوروی زیر‌دریایی اتمی خود را به صورت آزمایشی به آب افكند كه از سرعت گرفته (نزدیك به دو برابر) تا قدرت مانور و نیز در جابه‌جایی از زیر سطح به سطح آب و بالعكس از رقیب امریكایی خود بسیار كارآمدتر بود. پنتاگون تاكنون چنین تحقیر نشده بود. در حقیقت آنها فریب خورده فریب خود شده بودند. زیردریایی روسیه به علتی كه هرگز از در یقین به دست نیامد، دچار سانحه شد و همراه با انفجاری مهیب، به آرامش عمیق اقیانوس رسید. البته بیان این نكته از ارزش و توانمندی گروه‌های مختلف شوروی در آن زمان نمی‌كاهد. 
مرور ماجرای زیردریایی اتمی و عملكرد دو ابرقدرت، نكاتی بسیار مهم را به ما یادآوری می‌كند: 
الف) اهمیت كسب اطلاعات دقیق از كشورهای دیگر خاصه امریكا كه هیچ وقت نمی‌توانیم هم «یا‌لثارات الحسین‌(ع)» بگوییم و هم دست آغشته به خون ملت‌های امریكا را بفشاریم. همچنین رژیم جعلی و غاصب قدس شریف و حتی برخی از حكومت‌های منطقه كه از هیچ خدمتی به امریكا و فرزند طاعون‌زده‌اش اسرائیل دریغ نمی‌كنند، حتی كشتن مسلمانان یمن و بحرین. 
ب) در جنگ‌ها و نبردها- از هر نوع آن- تنها زمانی به نتیجه مطلوب دست می‌یابیم كه اطلاعات دقیق و سالم كه خود به دست آورده‌ایم در اختیار داشته باشیم و این هدف میسر نمی‌شود مگر اینكه با تمام جان و تن شیفته وطن و نذر یار و دلی در بند ولایت، آزاده و استوار تا قطع كامل هر نوع وابستگی بكوشیم (اللهم قو علی خدمتك جوارحی) چراكه در عصر سرعت، دقت و ظرافت (حركت پنهان و دور از چشم دشمن) لاجرم به ابزارهای مناسب مانند همین 
«خفاش جاسوس RQ-۱۷۰» نیازمندیم كه البته نیروهای نظامی ایران با كمك سازمان خودكفایی نیروهای مسلح وزارت دفاع، چندین سال است كه در شمار چند كشور سازنده پرنده‌های بدون سرنشین و رادار گریز از گونه‌های شناسایی و مهاجم قرار دارد. 
ج) دستیابی به اطلاعات اگر بدون جلب توجه رقیب باشد، اهمیتی ویژه دارد وگرنه آگاهی رقیب از اینكه شما موفق به كسب چه اطلاعاتی شده‌اید- علی‌القاعده- زحمتی است كه بر باد است و حتی ممكن است تبدیل به تله‌ای مهلك برای نیروهای خودی شود. 
كاهش رقابت پس از تك‌قطبی شدن 
پس از فروپاشی شوروی و آخرین مدل از سری هواپیماهای اعجاب‌انگیز «سوخو ۲۴» كه شوروی آن را در مقابل آخرین مدل از جنگنده‌های «فانتوم» البته در آن زمان ساخته، رؤیت شد. اما سوخو ۲۴ قابلیت‌هایی دارد كه این هواپیما را قادر می‌سازد تا در عملیات‌های آفندی و پدافندی ایفای نقش كند. سوخو ۲۴ حاصل طراحی‌های دقیق متخصصان شوروی سابق بود. 
این هواپیما قادر است با ارسال امواجی در رادار اختلال ایجاد كند و رادارها را فریب دهد. از سوخو ۲۴ برای عملیات‌های شناسایی و تصویربرداری از مواضع دشمن نیز استفاده می‌شود. به دلیل همین قابلیت‌ها و سرعت ایده‌آل این پرنده چندین‌بار در كشورهای اروپایی نظیر فنلاند چند كشاورز از مشاهده شیء پرنده‌ای كه در ارتفاع بسیار پایین و با سرعتی اعجاب‌انگیز از فراز سر آنها عبور كرده است، خبر دادند. امریكا بارها شوروی را به جاسوسی در كشورهای اروپایی متهم كرد. در مقابل شوروی نیز با استناد به گزارش‌هایی پیرامون مشاهده اشیای عجیب پرنده كه به «یوفو» مشهور شده بودند، باعث نگرانی در مقامات هر دو كشور شده بود. در بعضی موارد افرادی كه موفق به عكس گرفتن یا تصویربرداری از یوفو‌ها شده بودند، پس از مشاهده تصاویر یا عكس‌ها لحظاتی مات و مبهوت می‌شدند. این اشیای پرنده هیچ شباهتی به هواپیما یا دیگر پرنده‌های ساخت بشر نداشت. نكته اعجاب‌انگیز دیگر این بود كه یوفوها می‌توانستند در آسمان و بر فراز هر جا ثابت بمانند، كسانی كه از فاصله نزدیك‌تر یوفوها را رؤیت كرده‌اند، در اظهارات خود مدعی شدند هیچ صدایی كه انتظار می‌رود از موتور نیروی محركه این اشیای پرنده باشد، نشنیده‌اند و اعجاب‌انگیزتر سرعت فوق‌العاده زیاد آنهاست و برخلاف موتورهای ساخت دست بشر كه برای رسیدن به حداكثر توان خود زمانی را نیاز دارند كه از آن با عبارت صفر تا ۱۰۰ نام برده می‌شود، در یوفوها اثری دیده نمی‌شود، یعنی آنها در آغاز حركت خود می‌توانند با حداكثر توان خویش حركت كنند! 
از موارد مذكور می‌توان به این نتیجه رسید كه از مهم‌ترین اهداف دستگاه‌های اطلاعاتی- امنیتی در سراسر جهان پی بردن به آخرین فناوری‌های كشورهای دیگر است تا به مدد این اطلاعات قدرت دفاعی و تهاجمی كشورهای دیگر را تخمین بزنند و البته مسئله به این مهمی كمترین استفاده از توان پنهان كشورهای دیگر است. برای پی بردن به اهمیت این موضوع كافی است به ماجرای پرنده جاسوس ایالات متحده RQ- ۱۷۰ نگاه كنیم. 
پس از انتشار خبر شكار طلایی RQ- ۱۷۰ در آسمان ایران، در سازمان سیا (CIA) لرزه‌ای و ولوله‌ای به راه می‌افتد. مقام‌های ارشد این سازمان اما از ساعت‌ها قبل منتظر اعلام خبری از جانب ایران بودند، چراكه هدایت‌گر این جاسوس امریكایی خبر ناپدید شدن هواپیما را از صفحه رادارش به سرعت به مقام مافوق خود گزارش كرده است. با تمام این اوصاف هنوز كورسوی امیدی در دل این عده به عبث روشن است، چراكه مدت‌ها پیش از این، هواپیمای شكاری ارتش جمهوری اسلامی ایران از پایگاه مهاباد برای رصد و ردیابی شیء مرموزی كه ورود آن را به خاك ایران هیچ راداری ثبت نكرده به پا می‌خیزد. از آنجا كه آنها این شیء را در صفحه رادار ندارند، باید به امداد خداوند و به یاری چشمان تیزبین و تجربه و درایت‌شان آن را بیابند. كار سخت می‌شود و دو هواپیمای دیگر برمی‌خیزند. سرانجام تیزپروازان ارتش ولایت این جاسوس رژیم غاصب قدس را تعقیب كرده و به ماهیت آن پی برده‌اند اما مهار آنها كار آسانی نیست. حسگر‌های موجود در این هواپیما با احساس كوچك‌ترین خطر اقدام به خودزنی می‌كنند، چراكه در بخشی از میان بال و بال‌های كوچك انتهای هواپیما آن اندازه مواد منفجره تعبیه شده كه این پرنده را به خاكستر تبدیل كند. لاجرم قبل از خروج از مرزهای كشورمان، این پرنده هدف راكت هواپیمای شكاری قرار می‌گیرد. 
ساعت‌ها می‌گذرد و مقام‌های سیا در تشویش و نگرانی كه حتماً ایرانی‌ها باز موفق شده‌اند یكی دیگر از این جاسوس‌ها را مورد هدف قرار دهند، البته خود این موضوع هم چندان كم‌اهمیت نیست، چراكه در مورد قبلی هواپیمای مورد هدف قرار گرفته از پایگاهی در جنوب تركیه كه به امریكا تعلق دارد، عازم ایران شده بود، به طوری كه كیلومترها از حریم هوایی تركیه را پیموده و هیچ یك از پایگاه‌ها و رادارهای ارتش تركیه چیزی را ثبت نكرده است. تنها این موضوع می‌تواند حاوی خبری بسیار خوب برای سازمان سیا باشد: ایران به فناوری مورد استفاده در این هواپیما دست نیافته است. 
اما ... ۲۴ ساعت گذشته ... در ایران و در میان نیروی هوایی سپاهیان الله و ارتش نامرئی ایرانیان (ارتش سایبری) غوغایی برپاست. غریو شكر و شادی. در آن سو سازمان سیا (مزدوران لابی‌های صهیونیستی) پخش تصاویر پهپاد از تلویزیون ایران را كه به طور كامل سالم است، پس از ماجرای زیردریای اتمی در زمان استالین بزرگ‌ترین گاف ایالات متحده می‌دانند. 
سازمان CIA و پرسش‌های بی‌پاسخ 
- با این وجود هنوز سؤالاتی پیش روی سازمان سیا قرار دارد؛ سازمانی كه همیشه در مقام طراح بوده است: 
- دو هواپیمای ایرانی تجهیز شده به سلاح ارتش سایبری در آسمان در انتظار این هواپیما بوده‌اند! افتضاحی كه می‌تواند تمام هیمنه سیا و موساد را بر باد دهد، یعنی سازمانی با توان ماهواره‌ای و نیز رادارهای قوی و هواپیماهایی از خانواده آواكس چقدر راحت به دام ایران اسیر می‌شود؟! 
- از دریچه‌ای دیگر، تاكنون اگر امریكا نسبت به اینكه توان ایران در تمام عرصه‌ها بیشتر از آن است كه خود ایران در مانورها یا رژه‌ها به نمایش می‌گذارد، شك و تردید داشت، اكنون دیگر به یقین رسیده است. 
- نكته بعدی اطلاع ایران از لحظه پرواز این جاسوس پرنده از پایگاه هواپیماهای بدون سرنشین در خاك پاكستان است. آیا نیروهای اطلاعاتی ایران از مدت‌ها قبل چنین دقیق پایگاه به این مهمی امریكا را زیرنظر داشته است؟ اگر چنین باشد نیروهای ایران می‌توانند بر تمام پایگاه‌های خاورمیانه و شمال آفریقا اشراف داشته باشند. 
ارتش سایبری ایران از داخل خاك ایران با نفوذ به خانه شرارت به سرعت زبان، كد و رمزهای آنان را كشف و تمام راه‌های جاسوسی را كه به آهستگی قدم برمی‌داشت، بسته است و آنها غافل از اینكه چشمان بیدار محافظان این مرز و بوم كه مدد از الله می‌گیرند بر مدار ولایت حامی دین خدا و مستضعفان عالم است تا آمدن موعود. 
«ان تنصرالله ینصركم و یثبت اقدامكم»




نوع مطلب : تحلیل و بررسی، ادیان دروغین، اخبار، جنگ نرم و سایبری، بصیرت سایبری، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :